لینک کوتاه مطلب : https://hsgar.com/?p=4452

ویدیو آموزش الگوریتم بهینه‌سازی ازدحام ذرات

بهینه‌سازی ازدحام ذرات یکی از راه‌حل‌های بهینه‌سازی است که برای اولین بار توسط جیمز کندی (یک روانشناس) و یک مهندس برق به اسم ابرهارت در سال ۱۹۹۵ در یکی از کنفرانس‌های IEEE‌ معرفی شد.

ویدیو در یوتیوب

بهینه‌سازی ازدحام ذرات یکی از راه‌حل‌های بهینه‌سازی است که برای اولین بار توسط جیمز کندی (یک روانشناس) و یک مهندس برق به اسم ابرهارت در سال ۱۹۹۵ در یکی از کنفرانس‌های IEEE‌ معرفی شد.

قبل از اینکه بپردازیم به اینکه این الگوریتم چیست، باید بدانیم که این الگوریتم برای چه طراحی شده است. کلاً در نظر می‌گیریم که یک مسأله داریم، برای مثال در زمینه خوشه‌بندی شبکه‌های حسگر بی‌سیم، می‌گوییم در یک شبکه هفت خوشه می‌خواهیم که جایگاه سرخوشه‌ها، رهبر هر خوشه سرخوشه نام دارد این سرخوشه‌ها در جایی قرار بگیرند که انرژی مصرفی شبکه را کمینه کنند. این می‌شود یک مسأله بهینه‌سازی

هفت تا خوشه داریم می‌خواهیم جایگاه سرخوشه‌ها به گونه‌ای انتخاب شود که انرژی مصرفی شبکه کمینه شود.

جیمز کندی و راشل ابرهارت آمدند الگوریتم بهینه‌سازی ازدحام ذرات را ارائه دادند. الگوریتم بهینه‌سازی ازدحام ذرات فرض می‌کند که راه‌حل مسأله یک ماتریسی است که در آن جایگاه سرخوشه‌ها مشخص شده باشد.

راه حل یک مسأله یک فرد در نظر گرفته می‌شود، یک انسانی که بال دارد و می‌تواند پرواز کند. یک انسان بال‌دار که در فضای مسئله، فضایی که در آن کلی راه‌حل وجود دارد از راه‌حل خوب خوب هست تا راه‌حل بد بد.

پس این انسان بال‌دار در فضای مسأله پرواز می‌کند …

چطور راه‌حل بهینه پیدا می‌شود. برای اینکار می‌آییم ۳۰ انسان بالدار تعریف می‌کنیم. در ابتدا جایگاه هر کدام را به صورت تصادفی مشخص می‌کنیم که هر کدام باید چه جایگاهی داشته باشند.

جایگاه این انسان‌های بالدار در فضای مسأله x و y آن باید چقدر باشد.

گفتیم فضای چند بعدی، فضای چند بعدی، یعنی فضای چند متغیری. در همین مسأله اگر هفت سرخوشه‌داشته باشیم، بنابراین متغیرهای ما این هفت تا هستند. پس این مسأله یک مسأله هفت بعدی می‌شود.

این انسان‌های بالدار در یک فضای هفت بعدی پرواز می‌کنند. ابتدا جایگاه آن‌ها به صورت تصادفی مشخص می‌شود. پس از اینکه جایگاه‌شان را به صورت تصادفی مشخص کردیم/

یک انسان حرکات بعدیش بر اساس بهترین حالاتی که تجربه کرده‌ است می‌باشد، بهترین حالاتی که خودش تجربه کرده است که می‌شود تجربه شخصی خودش. و تجربه اجتماعی دیگران که به آن قراردادهای اجتماعی می‌گوییم دانش اجتماعی که دیگران دارند. هر انسان بر اساس این دو مولفه مسیر بعدی خودش را می‌رود.

در اینجا، انسان‌های بالداری که در فضای مسأله پرواز می‌کنند، بر اساس بهترین جایگاهی که خودشان پیدا کرده‌اند، و بهترین جایگاهی که کل اجتماع پیدا کرده‌ است سرعت خودشان را به روز رسانی می‌کنند، سرعت خودشان در جهت x و y در بعد خاص به روز رسانی می‌کنند، که این به روز رسان ی سرعت وابسته به سرعت قبلی خودشان، و بهترین جایگاه‌هایی که خودش پیدا کرده و بهترین جایگاه کل.

بر اساس این سرعت خودش را مشخص می‌کند و بعد جایگاه هر ذره مشخص می‌شود، جایگاه هر انسان بالدار در فضای مسأله مشخص می‌شود.

بعد از سی دور، در همین سی دور ذره‌ها مرتبا جایگاه‌شان را به روز رسانی می‌کنند، بعد از اینکه دورها تمام شد بهترین جایگاهی که کل جامعه پیدا کرده است به عنوان راه حل انتخاب می‌شود. یعنی آن انسان بال‌داری که در بهترین جایگاه کل اجتماع قرار دارد به عنوان راه حل مسأله در نظر گرفته می‌شود.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.