لینک کوتاه مطلب : https://hsgar.com/?p=3049

در مورد اضطراب روزنامه نگاران آمریکایی

در یک مشاهده رایج است که زندگی اینترنتی و زندگی واقعی واقعاً مطابقت ندارند. چند ساعتی را در توییتر بگذرانید تا فکر کنید آمریکا جمهوری وایمار قرن بیست و یکمی است. اما وقت خود را صرف صحبت با همسایگان و دوستان خود کنید و متوجه می شوید که این احساس از بین می رود. اقتصاد خوب پیش می رود. مردم مبالغ محدودی دریافت می کنند. هیچ چیز به اندازه انبوهی از انبوه آنلاین که شما را نگران می کند، به نظر نمی رسد.

من یک فرضیه دارم که چرا ممکن است این باشد.

در چند ماه گذشته سعی کردم بیشتر درآمدم را از طریق نوشتن به دست بیاورم. این تجربه جالبی بوده است. یکی از تماس های بیدارباش برای من در اوایل ماه اتفاق افتاد. من آنطور که انتظار داشتم دستمزد دریافت نکرده بودم. انتشارات مورد بحث تأخیر در پرداخت نداشتند. آنها دیر شده اند انتشار. من برای هر دو ضرب‌الاجل داشتم، اما انتشارات چند هفته است که روی قطعات باقی مانده‌اند. من مطمئن هستم که آنها در نهایت به آنها نزدیک خواهند شد.

برای آنها تفاوت چندانی ندارد. هیچ یک از قطعات ارسالی به خصوص به زمان حساس نبودند. آنها را می توان برای آرامش در اتاق خبر ذخیره کرد. اما برای من تفاوت بین دریافت حقوق در ماه جولای و دریافت حقوق در ماه سپتامبر است.

ممکن است این شغلی نباشد که بتوانم مدت بیشتری در آن باشم.

این پست واقعا در مورد من نیست. من این داستان را شرح می دهم زیرا برش جالبی از صنعت در بحران است. برای ورود به این صنعت، باید چندین سال را به صورت آزاد سپری کنید، معمولاً برای هر قطعه 150 تا 500 دلار، یا با اتصالات استرلینگ و دوره های کارآموزی به عنوان برتر وارد شوید. اما نه یک رکورد گزارش موفق یا بهترین اتصالات در جهان تضمین زیادی برای شما نخواهد داشت.

در اینجا یک گزارش بود بلومبرگ از ماه گذشته:

تیکسب‌وکار خبری با بدترین کاهش شغل در یک دهه اخیر روبه‌رو است، زیرا در پنج ماه اول سال جاری حدود 3000 نفر از کار بیکار شده یا پیشنهاد خرید داده شده است. بر اساس داده‌های گردآوری شده توسط Challenger، Gray and Christmas Inc.، شرکت Challenger، Gray و کریسمس، زمانی که صنعت شاهد 7914 کاهش شغل در پنج ماه اول آن سال در پی بحران مالی بود، بالاترین سطح از سال 2009 است. شرکت مربی

اندرو چلنجر، معاون این شرکت گفت: با پایین‌ترین نرخ بیکاری آمریکا از سال 1969، بازار کار روزنامه‌نگاری یکی از نقاط ضعف نادر است.
او گفت: “در بیشتر صنایع، کارفرمایان نمی توانند افراد کافی برای پر کردن مشاغلی که باز کرده اند پیدا کنند.” در اخبار، ماجرا برعکس بوده است. و به نظر می رسد که شتاب گرفته است.»

این کاهش ها بازار کار رقابتی ایجاد کرده است که در آن تعداد روزنامه نگاران بیکار اغلب از تعداد فرصت های شغلی بیشتر است. لینا زاگاره، سردبیر و ناشر Bklyner، گفت، وقتی Bklyner، یک سایت خبری محلی در بروکلین، در ماه مه گفت که به دنبال یک گزارشگر سیاسی جدید است، 16 روزنامه نگار رزومه خود را ظرف چند ساعت ایمیل کردند. بسیاری از آنها سابقه کار قبلی در رسانه های ملی مانند CNN، رویترز و مجله نیویورک.

زاگاره در مصاحبه ای گفت: “من به صندوق ورودی خود مانند “اوه خدای من” نگاه می کردم. “این فراتر از چیزی بود که قبلاً دیده بودم– نوع افرادی که به دنبال کار برای ما بودند و سرعتی که برنامه های آنها وارد می شد. برای من، فوق العاده افسرده کننده بود. چیزی در مورد این صنعت می گوید که ما نمی توانیم این افراد را استخدام کنیم.

می توانید مطلب را کامل بخوانید اینجا. مدتی را صرف تفکر در گرافیک آنها کنید. نتیجه؟ برخلاف بقیه کشور، برای رسانه های خبری رکود هرگز پایان نیافته است. آنها هنوز در سال 2009 زندگی می کنند. برای آنها، سختی اقتصادی و عدم اطمینانی که همه ما را در رکود بزرگ گرفتار کرده بود، هرگز متوقف نشد.

چگونه آن رنگ ها را تصور می کنید که این مردم جهان را چگونه می بینند؟ یا چگونه در مورد آن گزارش می دهند؟

پتوییتر سیاسی تحت سلطه افرادی از چند پیشینه حرفه ای است. این پیشینه ها تعجب آور نیستند. اگر به امور عمومی علاقه دارید – علاقه ای که به اندازه کافی قوی باشد که از آن شغلی بسازید – اینها همان رشته هایی هستند که تمایل دارید در آنها به پایان برسید:

  • روزنامه نگاری و رسانه
  • دانشگاه
  • سیاست گذاری (که بیشتر به معنای اتاق های فکر است، و گهگاه به معنای کار روی تپه، برای وزارت دفاع، یا غیره)
  • قانون

برای موفقیت در هر یک از این مشاغل، به ضریب هوشی نسبتاً بالا، مهارت های نوشتاری و کلامی قوی، و شبکه ای از مخاطبین و ارتباطات در زمینه انتخابی خود نیاز دارید. اینها مسیرهای شغلی پیش فرض برای افرادی است که با کلمات خوب هستند.

هر کدام چیزی شبیه به هم ریختگی است. من همه آنها را عمیقاً پوشش نمی دهم. داستان ها به خوبی شناخته شده است دانشگاه هزاران و هزاران نیروی کمکی تولید می کند که بسیار کمتر از میانگین دستمزد آمریکایی کار می کنند. برای رسیدن به آن مرحله، باید پنج تا هشت سال به عنوان دانشجوی فارغ التحصیل کار کنید، و دوباره زیر دستمزد متوسط ​​کار کنید. تنها کسری از کسانی که این تجربه را پشت سر می گذارند به دلیل آن شغل ثابت دانشگاهی پیدا می کنند. این بی ثباتی با آنچه در دنیای سیاست می بینید مطابقت دارد. من اخیراً دیدم که یک محقق خوب در توییتر لاف می زند که آنها آن را تکمیل کرده اند شش کارآموزی بدون دستمزد به منظور صعود به موقعیت فعلی خود. شش! حقوقدانان به نوبه خود، دستمزد متوسطی بالاتر از این دو گروه دیگر دریافت می کنند، اما این تعداد فریب می دهد. حقوق وکلا کاهش می یابد به یک توزیع دووجهی. درصد کمی از افراد بالا دستمزد زیادی را مستقیماً از دانشکده حقوق دریافت می کنند. گروه کوچک‌تری تقریباً به میزان متوسط ​​آمریکایی دستمزد می‌گیرند، اما خانواده متوسط ​​آمریکایی نیازی به نگرانی در مورد بدهی دانشکده حقوق ندارند.

حدود چهار سال پیش یکی از دوستان GenX با تجربه دنیوی بیشتری نسبت به من اعتراف کرد که همدردی محدودی با نسل های پایین تر از آنها داشت. نسل او نیز در دهه 20 سالگی خود با مشکل مواجه شده بود، اما در پایان روز همه بچه های با درجه بالای 30 درجه که شلوغ واشنگتن دی سی بودند، خوب ظاهر شدند. با وجود تمام دندان قروچه هایی که در آن زمان شنید، اکنون تصاویری از خانه های تازه خریداری شده در خارج از کمربند دیده می شود. همه چیز برای دسته بعدی ناامن 20 چیزی که از پایین شروع می شود به همین منوال خواهد بود.

این دیدگاه در سال 2015 نسبت به سال 2019 قابل دفاع‌تر بود. مشاغل روزنامه‌نگاری فقط بیشتر کاهش یافته است، پست‌های هیئت علمی همچنان رو به کاهش است و رقابت در شرکت‌های حقوقی شهرهای بزرگ کاهش نیافته است. این صنایع به سادگی متقاضیان با استعداد بیشتری نسبت به موقعیت دارند. کسانی که آنها را دنبال می کنند خود را متعهد به یک دهه ریسک اقتصادی و عدم اطمینان مالی کرده اند. این مردان و زنان هویت خود را در یکی از معدود مشاغلی که چشم انداز آن با بهتر شدن بقیه کشور کاهش یافته است، تثبیت کرده اند.

اینها نیز کسانی هستند که گفتگوی ملی را در توییتر هدایت می کنند. دانشگاهیان، روزنامه نگاران، دستان سیاست، و وکلا. افرادی که این روایت را شکل می دهند که ما کشورمان را درک می کنیم، از سرنوشت ناامید شده اند. آنها زندگی نامطمئن و متزلزلی دارند. حتی موفق ترین و امن ترین ها توسط لژیون های شکست خورده احاطه شده اند. هر یک از دوستان قدیمی دانشگاه یادآور آن چیزی است که می توانسته باشد یا ممکن است به زودی باشد. آنها بیشتر تحت فشار شرایط قرار می گیرند. آیا فکر می‌کنید که استرس به درک گسترده آنها از کشور منتقل نمی‌شود؟

فرضیه من این است که دارد. گفتگوی ملی به طور خطرناکی پیچیده به نظر می رسد، زیرا صدای کسانی که در واقع زندگی شان بر آن حاکم است هستند کج و معوج. دنیای آنلاین مملو از پچ پچ های دیوانه وار ناامن است، زیرا کلاس های پچ پچ ده سال گذشته را به زندگی دیوانه وار و ناامن گذرانده اند. این نوع زندگی به شما آسیب وارد می کند. چیزی که در چند سال اخیر کشف کرده‌ایم این است که این عوارض توسط مابقی پرداخت می‌شود.

لینک منبع

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.