لینک کوتاه مطلب : https://hsgar.com/?p=3721

از HN بپرسید: پروژه های جانبی مسلماً بی فایده شما؟

من یک دختر سه ساله دارم. در سه سال زندگی او ساعت ها و ساعت ها صدای با کیفیتی از او ضبط کرده ام. من همچنین او را تشویق کردم که روی کیبورد و درام پد و گیتار بکوبد و همه اینها را نیز ضبط کردم. سپس آن ماده را برداشتم و آن را خرد کردم، مثله کردم، توالی و میکس کردم و دو آلبوم از آنچه که من آن را “موسیقی کلاسیک صنعتی” می نامم منتشر کردم، همه با نام گروه وانمودی، با نوازندگان معتبر دخترم و ما. سگ نوجوانی که در بسیاری از ضبط‌ها نیز حضور دارد.

طبیعتاً بعد از آن این دو آلبوم را به دنیا منتشر کردم که تقریباً 0 نسخه فروخته اند. هر چند این من را آزار نمی دهد. این هرگز نکته نبود. در اصل، این یک قطعه «پرفورمنس آرت» استادانه بلندمدت است که برای سرگرمی خودم و احتمالاً سرگرمی دخترم در نظر گرفته شده است، هنگامی که به اندازه کافی بزرگ شد که بتواند این شوخی را «دریافت» کند. در همین لحظه، از دیدن لذت بردن او از نواختن سازها و ساختن صدا، ارزش پیدا می کنم. و من تجربه ساخت موسیقی را به او می دهم، به هر طریقی که صلاح بداند، قبل از اینکه یکسری مزخرفات را در مورد اینکه چه راه هایی برای ساختن موسیقی از طریق آموزش رسمی تر خوب است و نه خوب است، یاد بگیرند.

هر پروژه ای که طبیعتاً علاقه شما را جلب می کند، بدون توجه به ارزش کلی برای بشریت، احتمالاً ارزش دنبال کردن دارد. حداقل برای کمی. زیرا معمولاً با دانشی که قبل از شروع آن نداشتید کنار می‌روید، و مزایایی که اگر اصلاً مسیر را طی نمی‌کردید، پیش‌بینی نمی‌کردید.

اوه بله، همچنین؛ از من نصیحت نگیر من انتخاب های وحشتناکی می کنم، سپس به آنها متعهد می شوم.

من بوکمارک‌هایی را که می‌خواهم بخوانم جمع‌آوری می‌کنم، اما به ناچار هرگز زمانی برای خواندن ندارم. گاهی اوقات به عقب برمی گردم و نگاه می کنم و دامنه صفحه وب منقضی شده است یا صفحه 404s. اما من همچنان با دقت پوشه‌بندی و تنظیم بوکمارک‌هایم را انجام می‌دهم

من هرگز این را به کسی اعتراف نکرده ام، اما احساس خوبی دارم که آن را از سینه ام پاک کنم

مدتی همین کار را انجام دادم، اما به هم ریخته بود (بیش از 700 نشانک مرتب نشده در رایانه اصلی من، 100 ثانیه بیشتر در سایرین).

من shaarli را امتحان کردم، اما کمی بعد سعی کردم خودم چیزی بسازم و لینک های اشتراک گذاری ایجاد کردم.

این یک برنامه جنگو منبع باز است که می توانید آن را خود میزبانی کنید و به شما امکان می دهد پیوندها، عناوین، توضیحات و برچسب ها را ذخیره کنید (و به اشتراک بگذارید!) سپس آنها را به روشی زیبا نمایش می دهد (برای من: css زیاد، یک صفحه ساده بدون js).

چند ده ساعت طول کشید تا به نقطه‌ای رسید که واقعاً قابل استفاده است، و اکنون هنوز مشکلاتی دارد (نظرات تعدیل نمی‌شوند، من تازه متوجه شدم که نمی‌توانید توضیحی در پیوندها یا برچسب‌ها اضافه کنید، اما به زودی این مشکل را برطرف خواهم کرد.TM) .

اینم لینک مخزن: https://gitlab.com/sodimel/share-links/

یکی از ویژگی های جالب این است که صفحه اصلی مرورگر خود را روی آدرسی که یک صفحه تصادفی بارگیری می کند تنظیم کنید: هر روز یک مقاله جالب برای خواندن/مفهومی برای کشف دریافت می کنم! (اینجا نشانی اینترنتی پیوند تصادفی نمونه خود من است: https://links.l3m.in/en/random/)

این پروژه جانبی بی فایده من است (زیرا شرلی از قبل وجود دارد و بسیار بالغ تر است).

من فکر می‌کنم این باید با چیزی که ایده داگلاس آدامز درباره راهب الکتریکی را اجرا می‌کند همراه شود:

“راهب برقی یک وسیله صرفه جویی در کار بود، مانند ماشین ظرفشویی یا ضبط ویدئو. ماشین ظرفشویی ظروف خسته کننده را برای شما می شست، بنابراین شما را از زحمت شستن آن ها نجات می دهد، ضبط کننده های ویدئویی تلویزیون خسته کننده را برای شما تماشا می کردند، بنابراین شما را از آزار می شستید. خودتان به آن نگاه کنید؛ الکتریک راهبان چیزهایی را به جای شما باور کرد، بنابراین شما را از کاری که به طور فزاینده‌ای سخت‌تر می‌شد نجات داد، یعنی باور به همه چیزهایی که جهان انتظار داشت باور کنید.

احساس میکنم دیده شده من پوشه نشانک‌هایی به نام «برای خواندن $NUMBER» مربوط به 10 سال پیش دارم. چرا با یک عدد تمام می شوند؟ زیرا هر بار که پوشه قبلی بسیار زیاد است، یک پوشه جدید ایجاد می کنم.

من ساختم https://catstories.ai

صادقانه بگویم، UX بسیار وحشتناک است. اما فکر می‌کردم می‌توانم با آن کنار بیایم زیرا انتظار نداشتم کسی ثبت‌نام کند.

من هم ساختم https://sudokurace.io بر اساس ایده ای که من و همسرم در حین صحبت به اشتراک گذاشتیم. ما سال ها در مورد آن صحبت کردیم و در نهایت تصمیم گرفتم آن را بسازم، فقط برای این که یک یا دو روز آن را بازی کنیم و حالا واقعاً هرگز آن را لمس نمی کنیم.

من چند برنامه دارم که فقط من از آنها استفاده می کنم یا تعداد انگشت شماری از دوستان از آنها استفاده می کنند. برای پروژه‌های سرگرمی، هرگز از ساختن چیزهایی که فکر می‌کنم مفید هستند، پشیمان نمی‌شوم، اما نمی‌توانم سعی کنم آن‌ها را به دیگران عرضه کنم.

1. Mototripper – زمانی که من در یک سفر طولانی با موتور سیکلت ماجراجویی هستم موقعیت مکانی من را به صورت زنده پخش می کند تا فرزندم بداند که من هنوز زنده هستم و در حال حرکت هستم. (مثلا <https://www.mototripper.app/track/~knobbies> – سفری از طریق فنلاند، سوئد، و نروژ که چند هفته پیش انجام دادم.) ساخته شده با Sveltekit.

2. Vatinator – برنامه ای برای اعمال OCR به رسیدهای استونیایی برای ادعای بازپرداخت VAT. ساخته شده با NextJS.

من یک سیستم کوچک ساختم که بسیاری از سیستم‌های من را اندازه‌گیری می‌کند و از طریق تلگرام به من در مورد ناهنجاری‌ها یا نزدیک شدن به محدودیت‌ها هشدار می‌دهد. در کل بسیار گنگ است، بسیار سفارشی شده است اما در وقت و تلاش من صرفه جویی می کند.

پشیمانم، احساس می‌کنم باید چیزی سودآورتر توسعه می‌دادم.

سایت باحالیه خیلی خوبه این امکان وجود دارد که در زمان رفت و برگشت بین ابزارهای برش، زمان زیادی صرفه جویی شود. یکی از کارهای معمول من خواندن PDF های بزرگ است و می خواهم قسمت هایی را که به من مربوط است را انتخاب کنم. من می‌توانم از برجسته‌کننده استفاده کنم، اما بقیه سند را فیلتر نمی‌کند، بنابراین معمولاً از یک ابزار اسکرین‌شات برای گرفتن مناطق خاص و ذخیره آنها به عنوان عکس استفاده می‌کنم. اما در هر زمان فقط می تواند یک اسکرین شات بگیرد که هزینه زیادی دارد.

عالی است که این سایت را به گونه ای ارتقا دهید که یک PDF با چندین صفحه بگیرد و به شما اجازه دهد همین کار را برای آن انجام دهید. اما این احتمالاً در مقایسه با آپلود یک فایل تصویری کار زیادی است!

من یک برنامه همکاری کاری ناهمگام ساختم: https://github.com/async-go/asyncgo

من چندین سال در GitLab، قبل از همه‌گیری، کار می‌کردم و دیدم که نوشتن چیزها تقریباً مانند یک قدرت فوق‌العاده برای فعال کردن کار غیر همگام است. اگر با تیم‌های توزیع‌شده در منطقه زمانی شروع کنید، نوشتن چیزها در شماره‌ها/اسناد به روش طبیعی کار تبدیل می‌شود. من همچنین دیدم که بسیاری از شرکت‌های دیگر واقعاً آن را دریافت نکرده‌اند – و برای امتحان کردن آن نیاز به یک جهش ایمانی وجود دارد، زیرا منطقاً به این نتیجه نمی‌رسد که اگر موارد را بیشتر یادداشت کنید، می‌توانید جلسات کمتری داشته باشید.

ایده من این بود که چیزی بسازم که مکانی واقعاً طبیعی برای نوشتن چیزها باشد، و من ساختم و سعی کردم AsyncGo را به عنوان مکانی برای تصمیم گیری به صورت مکتوب بفروشم. شما یک موضوع، زمینه و تاریخ مقرر را تعیین می کنید، و سپس جادو اتفاق می افتد. در تئوری. مشکلی که داشتم این بود که نتوانستم کسی را پیدا کنم که جهش را انجام دهد و آن را امتحان کند. شرکت‌هایی که به async علاقه‌مند بودند، قبلاً فرآیند مشابهی داشتند، و آن‌هایی که واقعاً به کمک نیاز داشتند تا موارد را یادداشت کنند، آن را دریافت نکردند و من هرگز راهی برای برقراری ارتباط واضح با آنها پیدا نکردم.

در پایان نسخه هاست را خاموش کردم و مجوز MIT را روی آن قرار دادم. من دقیقاً پشیمان نیستم، من چیزهای زیادی در ساخت آن یاد گرفتم، اما کاش به افراد بیشتری کمک می کرد. در حال حاضر چیزهای دیگری در آنجا وجود دارد که به نوعی مشابه هستند، و به نظر می رسد که آنها نیز کمی با مشکل مواجه هستند، بنابراین من فکر نمی کنم که بازار واقعاً آنجا بود (هنوز). اکنون روی یک برنامه همکاری برای افراد/تیم‌های معمولی کار می‌کنم که می‌خواهند در ساختن ویدیوها/جریان‌ها بهتر شوند (https://www.synura.com) و امیدوارم بتوانم بسیاری از دروس را در آنجا اعمال کنم.

شبیه ساز Pdp 11. از جهاتی معادل کدگذاری باغ بونسای شده است. همه چیز در مینیاتور وجود دارد.

اما شبیه ساز 68k من جرقه بیشتری دارد.

به اندازه کافی عجیب، کم ارزش ترین پروژه من موفق ترین من بود (تا اینجا، امیدوارم!). زمانی که لاراول را یاد می گرفتم، این یک پروژه کوچک بود، اصلاً بازار هدفی وجود نداشت.

این بسیار خاص بود – یک پایگاه داده/API از ویدیوها و ابرداده های YouTube برای یک گروه YouTube، Yogscast.

این در نهایت به عنوان داده‌های پشتیبان برای یک سینمای تحت کنترل بیننده مورد استفاده قرار گرفت که به کاربران اجازه می‌داد در زمان توقف پخش زنده ویدیوها را برای تماشا کردن انتخاب کنند تا تماشاگران را در طول یک رانندگی خیریه درگیر نگه دارد.

نمی توان اعتبار زیادی را به خود اختصاص داد، البته کد واقعی پخش ویدیو گوشت و سیب زمینی عملیات در زمان خاموشی و محتوای جریان واقعی در طول روز بود، اما به طور مبهم در جمع آوری میلیون ها برای امور خیریه دخیل بود.

متأسفم، تنها دلیلی که هنوز در مورد آن نیست این است که معلوم شد یوتیوب دوست ندارد شما یک پایگاه داده از ویدیوهای YT بسازید که به دیگران اجازه دسترسی به آن را بدهید، آنها در نهایت کلید API من را کشتند.

آه، “تالار شرم” HN thead من منتظرش بودم! خیلی زیاد است که بتوان در اینجا بازگو کرد، اما احتمالاً آن چیزی که بیشتر اوقات غرق می‌شدم fauxjsp بود [1]، پیاده سازی مجدد صفحات سرور جاوا سازگار با برنامه نویسان. من از صرف وقت برای پروژه پشیمان نیستم زیرا سرگرم کننده بود، زمانی بود که نمی توانستم/نمی توانستم برای چیز بهتری صرف کنم و کمی در مورد معماری نرم افزار یاد گرفتم.

و شما؟

[1] https://github.com/ggeorgovassilis/fauxjsp

من اکنون چهار سال گذشته را صرف تلاش برای راه‌اندازی یک کسب‌وکار در اینترنت کرده‌ام (تقریباً دو ساعت در روز قبل از کار روی ایده‌ها کار می‌کردم).

هر پروژه درس های ارزشمندی داشت (هم تجاری و هم کد/معماری) که به پروژه بعدی منتقل شد. تا الان ساخته ام:

– سرویس تقسیم قبض (2017)

من روزها را در مورد اینکه از کدام فریم ورک جدید استفاده کنم عذاب آور گذراندم (این اواخر سال 2017 بود)، در نهایت یاد گرفتم که فقط از ابزارهایی که می‌دانستم استفاده کنم (react، node، postgres). من واقعاً به فضای مشکل اهمیت نمی دادم، پس آن را خاموش کنید.

– جمع آوری مشاغل (2017/2018)

من یاد گرفتم که اگر ارزش ارائه نکنید، پیاده سازی برای کاربر بی معنی است. من می‌خواستم remoteok.io را کپی کنم و آن را بدون سرور (به طور مؤثری برای ارائه ترافیک رایگان) کنم، متوجه نشدم که سایت‌های موجود از طریق ترافیکشان ارزش ارائه می‌دهند. دلیل اینکه StackOverflow می تواند به همان اندازه که هزینه می کند، میلیون ها بازدید از صفحه در ماه است که برای پوسترهای شغلی آن ارزش ایجاد می کند.

– زمانبندی قرار (2018)

من یک برنامه زمانبندی قرار ملاقات ساختم، هیچ ابزار واقعی برای جذب کاربران نداشتم، آن را خاموش کردم.

– خدمات رزرو اتاق (2018)

اسپین آف ایده قبلی، اما برای اتاق جلسات. سعی کردم همه چیز را با استفاده از APIهای Google بسازم، در نهایت به دلیل محدودیت های API تحت فشار قرار گرفت، منصرف شد (یاد گرفت که به API های دیگران اعتماد نکند بدون اینکه ابتدا محدودیت های آنها را درک کند).

– سرویس نظارت بر API graphql (2018/2019)

کشش دوباره، نتوانست کاربران را پیدا کند (فروش حضوری را برای اولین بار نیز امتحان کردم).

– سرویس نظارت بر سرعت سایت (2019/2020)

اساساً اجرای Google Lighthouse به عنوان یک سرویس. چند کاربر داشت، اما رفع تمام لبه‌های اطراف کروم/عروسک‌گردان/فانوس دریایی در وب‌سایت‌های بسیار کند بسیار دردسرساز بود.

– سرویس نظارت بر آپتایم (2021-اکنون)

به نظر نمی رسد به اندازه پروژه های دیگر بی فایده باشد. برای من MacBook Air M1 خریده است که اکنون این نظر را روی آن تایپ می کنم.

به نظر می رسد که سرویس نظارت بر API قدیمی graphql خود را از ابتدا برای نظارت بر API ها، وب سایت ها و برنامه های وب بازنویسی کردم، به نظر می رسد تا اینجا خوب پیش رفته است. برنامه ریزی برای افزودن ویژگی هایی برای مدیریت حوادث. بازاریابی محتوا/ دهان به دهان کاربران را به ارمغان می آورد.

اگر می خواهید داستان طولانی در چندین مقاله داشته باشید:

– 2018: https://maxrozen.com/2018-review-starting-an-internet-busine…

– 2019: https://maxrozen.com/2019-further-reflections-trying-to-star…

– 2020: https://maxrozen.com/indiehacking-3-year-review

– 2021: https://maxrozen.com/2021-strangers-paid-my-macbook

لینک منبع

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.