لینک کوتاه مطلب : https://hsgar.com/?p=3880

محققان اسرار مهاجرت بومیان باستانی به سراسر استرالیا را کشف کردند

شصت هزار سال پیش، زمانی که وامبت‌ها به اندازه کرگدن، اکیدنای غول‌پیکر و کانگوروهای گوشت‌خوار در این کشور پرسه می‌زدند، استرالیایی‌های بومی تازه راه خود را به سواحل باز می‌کردند.

تصور می‌شود که اولین مردم استرالیا زمانی وارد این قاره شده‌اند که این قاره مکانی بسیار بزرگ‌تر بود، با سطوح پایین‌تر دریا که پاپوآ گینه نو و تاسمانی را به چیزی که ما اکنون به عنوان استرالیای مدرن می‌شناسیم متصل می‌کرد و ابرقاره ساهول را تشکیل می‌داد.

تحقیقات جدید از مرکز عالی شورای تحقیقات استرالیا برای تنوع زیستی و میراث استرالیا مسیرهایی را نشان می دهد که احتمالاً توسط مردم بومی باستان قدم گذاشته اند همانطور که آنها در سراسر قاره از کیمبرلی به تاسمانی حرکت کردند.

نقشه ای که مسیرهای مهاجرت در ابرقاره باستانی Sahul را نشان می دهد.(عرضه شده است)

پروفسور کوری برادشاو از دانشگاه فلیندرز یکی از محققینی است که مسیرها را ترسیم کرده است.

او گفت: «ما واقعاً می‌خواستیم نه فقط بفهمیم که چگونه به اینجا رسیدند، بلکه می‌خواستیم بفهمیم که وقتی به اینجا رسیدند چه کردند.

این مدل‌ها داده‌های باستان‌شناسان، مردم‌شناسان، بوم‌شناسان، ژنتیک‌شناسان، اقلیم‌شناسان، ژئومورفولوژیست‌ها و هیدرولوژیست‌ها را می‌گیرند و اطلاعات را تجزیه و تحلیل می‌کنند تا به محتمل‌ترین مسیرها در سراسر کشور دست یابند.

“بزرگراه” برای جابجایی های فوق العاده

این مدل ها فرض می کنند که اولین استرالیایی ها در حدود شصت هزار سال پیش در سواحل استرالیای غربی، در اطراف منطقه کیمبرلی فرود آمدند، و در کمتر از 6000 سال در سراسر کشور، از شمال دور مناطق استوایی تا اعماق جنوب، ساکن شدند. تاسمانی

می دانید، مردم احتمالاً آن را از آفریقا ساخته اند… در عرض 10 تا 15 هزار سال و سپس بم، آنها در استرالیا بودند.

“این فقط قابل توجه است با توجه به اینکه فناوری موجود در آن زمان، و من در مورد حل و فصل صحبت می کنم، نه فقط پیاده روی اینجا و آنجا.”

این ابر بزرگراه ها شباهت های قابل توجهی به بزرگراه ها و مسیرهای سهام فعلی استرالیا دارند و پروفسور بردشاو گفت که دلیل خوبی برای این امر وجود دارد.

عکس پرتره محقق پروفسور کوری برادشاو.
پروفسور کوری برادشاو نقشه مهاجرت جدید را توسعه داد.(ای بی سی نیوز: دانا مورس)

او گفت: «این واقعیت که آنها به سرعت کل این قاره را مستقر می کنند و این روابط بلندمدت را برقرار می کنند، نشان می دهد که بله، تاریخ های شفاهی برای ده ها هزار سال وجود داشته است.

بسیاری از کاوشگران اروپایی – آنهایی که به اندازه کافی باهوش بودند که با مردم محلی در مورد مسیری که باید طی کنند و چگونه زنده بمانند صحبت می کردند، تصور می کنم که آنها برای مدت طولانی از بین می رفتند.

داده ها با Dreamtime ملاقات می کنند

در حالی که مدل‌ها محتمل‌ترین مسیرها را بر اساس داده‌های موجود نشان می‌دهند، آنها قطعی نیستند و محققان امیدوارند با جامعه بومی برای پر کردن شکاف‌ها همکاری کنند.

پروفسور لینت راسل، برنده جایزه، با چندین دهه تجربه به عنوان یک مورخ و باستان شناس بومی، گفت که علم و داستان هر دو جایگاهی در کشف تاریخ بومی دارند.

پروفسور راسل گفت: “هیچ کس 70 هزار سال تاریخ شفاهی ندارد، اما این بدان معنا نیست که داستان های عمیقی وجود ندارد که با سرزمین مرتبط باشد.”

“مردم در مورد آن صحبت می کنند زمانی که زمین ساخته شد، زمانی که اجداد آمدند، زمانی که خالقان زمین را ایجاد کردند.

من فکر می‌کنم در آن داستان‌ها، و به‌ویژه در آن آهنگ‌ها و آهنگ‌ها، ممکن است اطلاعاتی پیدا کنیم که با رویکرد دانشمندان مطابقت داشته باشد، اما همچنین ممکن است در تضاد با رویکرد دانشمندان باشد.»

پروفسور راسل گفت که نقشه‌های جدید نقطه شروعی هستند، نه حقایق دقیق، وقتی صحبت از تاریخ بومیان می‌شود.

این مقاله‌های مدل‌سازی مهم هستند زیرا به ما می‌دهند که آنها یک دستگاه اکتشافی هستند که برای آن می‌توانیم تصور کنیم که گذشته چگونه بوده است.»

زنی با پیراهن مشکی و روسری و عینک رنگی روشن به دوربین نگاه می کند
پروفسور دانشگاه موناش، لینیت راسل، امیدوار بود که خانواده‌های بومی بتوانند به پر کردن خلأهای این تحقیق کمک کنند.(ABC News: رودی دی سانتیس)

وقتی نوبت به ارائه پاسخ‌های بیشتر در مورد گذشته می‌رسد، هر دو دانشگاه موافق هستند که همکاری کلیدی است.

پروفسور راسل گفت: “جوامع بومی در این تحقیق شریک هستند. آنها ذینفعان نیستند و ما در کنار آنها سهامدار نیستیم.”

این کاری است که پروفسور بردشاو می‌خواهد تیمش را در مرحله بعدی ببیند.

او گفت: “ما می خواهیم این را در دوره های بعدی تمدید کنیم.”

«این تفاوت‌ها را در داستان‌های رویایی بین سایت‌ها، یا شباهت‌ها یا تفاوت‌های زبانی بین ملل مختلف، یا شباهت‌ها در هنر صخره‌ای، و استفاده از همه این عناصر فرهنگی مختلف در ارتباط عمیق با دانش بومی از گروه‌های مختلف، مقایسه کنید.

«داشتن آن نوع لایه‌های فرهنگی متعدد که به نوعی اعتبار پیش‌بینی‌های علمی را تأیید می‌کنند، تلفیق واقعی دانش بومی و دانش غربی است و این یک گام بعدی هیجان‌انگیز است».

ارسال شده ، به روز شد

لینک منبع

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.