لینک کوتاه مطلب : https://hsgar.com/?p=4058

تبعید شدگان | فصلنامه لافام

مدتی بود که ماجرای جنایات ارامنه با تمام جزئیات وحشتناکش به سفارت آمریکا رسید. در ژانویه و فوریه، گزارش‌های پراکنده شروع به فیلتر کردن کردند، اما در ابتدا تمایل داشتند که آنها را صرفاً مظاهر نابسامانی‌هایی بدانیم که سال‌ها در استان‌های ارمنستان حاکم بود.

وقتی این گزارش ها از ارومیه رسید، هم وزیر جنگ آنور و هم طلعت وزیر کشور آنها را به عنوان اغراق وحشیانه رد کردند و وقتی برای اولین بار از ناآرامی ها در وان شنیدیم، این مقامات ترک اعلام کردند که آنها چیزی بیش از یک قیام اوباش نبوده اند. آنها به زودی تحت کنترل خواهند بود. اکنون آنچه را که در آن ماه‌های اولیه آشکار نبود، می‌بینم که دولت ترکیه مصمم بود تا اخبار را تا زمانی که ممکن است از دنیای خارج حفظ کند. واضح است که اروپا و آمریکا فقط پس از انجام آن نابودی نژاد ارمنی را می شنیدند. از آنجایی که ترک‌ها به‌ویژه می‌خواستند در جهل نگه دارند، ایالات متحده بود، هنگام بحث در مورد وضعیت با من و کارکنانم به بی‌شرمانه‌ترین تعصبات متوسل شدند.

در اوایل آوریل مقامات حدود دویست ارمنی را در قسطنطنیه دستگیر و به داخل کشور فرستادند. بسیاری از کسانی که در آن زمان تبعید شدند، رهبران آموزشی و اجتماعی و مردانی بودند که در صنعت و امور مالی برجسته بودند. من بسیاری از این مردان را می شناختم و به همین دلیل علاقه شخصی به بدبختی های آنها داشتم. اما وقتی با طلعت در مورد اخراج آنها صحبت کردم، او پاسخ داد که دولت برای دفاع از خود عمل می کند. او گفت که ارامنه در وان قبلاً توانایی های خود را به عنوان انقلابی نشان داده بودند. او می‌دانست که این رهبران در قسطنطنیه با روس‌ها مکاتبه می‌کنند و دلیلی برای ترس از اینکه آنها علیه دولت مرکزی قیام کنند، داشت. بنابراین امن ترین طرح، فرستادن آنها به آنگورا و دیگر شهرهای داخلی بود. طلعت این را رد کرد که این بخشی از هرگونه طرح هماهنگ کلی برای پاکسازی شهر از جمعیت ارمنی آن بود و اصرار داشت که توده های ارمنی در قسطنطنیه مزاحم نخواهند شد.

طلعت در این مناسبت، مانند بسیاری موارد دیگر، گریزان و بی‌تعهد بود و نسبت به علاقه‌ای که مردم آمریکا به ارامنه نشان می‌دادند، خصومت زیادی نشان داد. او سیاست خود را بر این اساس توضیح داد که ارامنه در مکاتبه دائمی با روس ها بودند. اعتقاد قطعی که این گفتگوها در ذهن من باقی گذاشت این بود که طلعت سرسخت ترین دشمن این نژاد آزار دیده است. نوشته‌ای که در روز 3 آگوست در دفتر خاطراتم می‌بینم، «او این تصور را به من داد که طلعت کسی است که می‌خواهد ارامنه فقیر را در هم بکوبد». او به من گفت که کمیته اتحادیه و پیشرفت به دقت موضوع را با تمام جزئیات آن بررسی کرده است و سیاستی که در حال پیگیری است همان است که آنها رسما اتخاذ کرده اند. او گفت که من نباید این تصور را داشته باشم که تصمیم بر اخراج عجولانه گرفته شده است. در واقع، آنها نتیجه یک بررسی طولانی و دقیق بودند. به درخواست های مکرر من مبنی بر اینکه باید به این افراد رحم کند، گاهی با جدیت، گاهی با عصبانیت و گاهی با تلنگر پاسخ می داد.

او یک بار گفت: «یک روز می‌آیم و کل موضوع ارمنی را با شما در میان می‌گذارم» و سپس با لحنی آهسته به ترکی اضافه کرد: «اما آن روز هرگز نخواهد آمد!»

خارجی ساکن در میان شما باید به عنوان متولد بومی شما رفتار شود. آنها را مانند خود دوست بدار، زیرا در مصر خارجی بودی.

— لاویان، 600 قبل از میلاد مسیح

یکی از دلایلی که طلعت نمی توانست آزادانه در این مورد با من صحبت کند این بود که کارمند سفارت که ترجمه را انجام می داد، خود ارمنی بود. بنابراین، در اوایل ماه اوت، او یک پیام رسان شخصی برای من فرستاد و از او پرسید که آیا نمی توانم او را به تنهایی ببینم – او گفت که خودش مترجم را فراهم می کند. این اولین باری بود که طلعت اعتراف کرد که رفتارش با ارامنه موضوعی است که من نگران آن بودم. مصاحبه دو روز بعد انجام شد. چنان شد که از آخرین باری که طلعت را زیارت کرده بودم، ریش خود را تراشیده بودم. به محض اینکه وارد شدم، وزیر تنومند شروع به صحبت کردن به سبک شوخی مرسوم خود کرد.

او گفت: “تو دوباره یک مرد جوان شدی.” “تو اکنون آنقدر جوان هستی که دیگر نمی توانم برای مشاوره نزد تو بروم.”

من پاسخ دادم: «من ریش خود را تراشیده‌ام، زیرا ریش‌ها بسیار خاکستری شده بود – با رفتار شما با ارامنه خاکستری شد.»

پس از این تبادل تعارف، به تجارتی که در دست داشتیم نشستیم. طلعت گفت: «از شما خواسته ام امروز بیایید تا بتوانم موضع خود را در مورد کل موضوع ارمنی توضیح دهم. ما اعتراض خود به ارامنه را بر سه دلیل متمایز می‌دانیم. در وهله اول خود را به هزینه ترک ها غنی کرده اند. در وهله دوم، آنها مصمم هستند که بر ما مسلط شوند و دولت جداگانه ای ایجاد کنند. در وهله سوم علناً دشمنان ما را تشویق کرده اند. آنها به روس ها در قفقاز کمک کرده اند و شکست ما در آنجا عمدتاً با اقدامات آنها توضیح داده می شود. بنابراین ما به این تصمیم برگشت ناپذیر رسیده‌ایم که آنها را قبل از پایان این جنگ ناتوان کنیم.»

در مورد هر یک از این نکات، من استدلال های زیادی در رد داشتم. اولین اعتراض طلعت صرفاً اعتراف به این بود که ارامنه از ترکان کسل کننده و تنبل، کوشاتر و تواناترتر بودند. قتل عام به عنوان وسیله ای برای از بین بردن رقابت تجاری، مطمئناً یک تصور اولیه بود! اتهام عمومی او مبنی بر اینکه ارامنه علیه ترکیه “توطئه” می کنند و آشکارا با دشمنان ترکیه همدردی می کنند، صرفاً به این معناست که ارمنی ها دائماً از قدرت های اروپایی درخواست می کنند تا از آنها در برابر سرقت، قتل و خشم محافظت کنند. . مشکل ارمنی ها، مانند اکثر مشکلات نژادی، نتیجه قرن ها بدرفتاری و بی عدالتی بود. تنها یک راه حل برای آن وجود دارد، ایجاد یک نظام حکومتی منظم، که در آن با همه شهروندان برابری رفتار شود، و در آن همه جرایم به عنوان اعمال افراد و نه به عنوان مردم مجازات شوند. من برای مدت طولانی در این زمینه و موارد مشابه بحث کردم.

طلعت پاسخ داد: بحث کردن برای شما فایده ای ندارد. ما قبلاً سه چهارم ارامنه را از بین برده ایم. در بیتلیس، وان و ارزروم هیچ کدام باقی نمانده است. نفرت بین ترک ها و ارمنی ها اکنون آنقدر شدید است که باید با آنها تمام شود. اگر این کار را نکنیم، آنها برای انتقام خود برنامه ریزی خواهند کرد.»

من پاسخ دادم: «اگر شما تحت تأثیر ملاحظات انسانی نیستید، به ضرر مادی فکر کنید. این افراد تاجر شما هستند. آنها بسیاری از صنایع شما را کنترل می کنند. آنها مالیات دهندگان بسیار بزرگی هستند. بدون آنها چه اتفاقی برای شما می‌افتد؟»

طلعت پاسخ داد: «ما هیچ اهمیتی به ضرر تجاری نداریم. ما همه اینها را فهمیده ایم و می دانیم که از پنج میلیون پوند تجاوز نخواهد کرد. ما نگران این نیستیم. من از شما خواسته ام به اینجا بیایید تا به شما اطلاع دهم که سیاست ارمنستان ما کاملاً ثابت است و هیچ چیز نمی تواند آن را تغییر دهد. ما در هیچ کجای آناتولی ارامنه نخواهیم داشت. آنها می توانند در بیابان زندگی کنند اما در هیچ جای دیگری.

زیارت کوه فوجی، توسط یوشیدا هیروشی، ج. 1925. موزه رایکس.

من هنوز هم تلاش می‌کردم طلعت را متقاعد کنم که رفتار با ارامنه ترکیه را در چشم جهانیان نابود می‌کند و کشورش هرگز نمی‌تواند از این بدنامی خلاص شود.

گفتم: «اشتباه وحشتناکی می‌کنی» و این جمله را سه بار تکرار کردم.

او پاسخ داد: “بله، ممکن است اشتباه کنیم، اما” – و محکم لب هایش را بست و سرش را تکان داد – “ما هرگز پشیمان نمی شویم.”

روزی طلعت شگفت‌انگیزترین درخواستی بود که تا به حال شنیده بودم. شرکت بیمه زندگی نیویورک و اکیتبل لایف نیویورک سال ها تجارت قابل توجهی در میان ارامنه انجام داده بودند. این که تا چه حد این مردم جان خود را بیمه کردند، صرفاً نشانه دیگری از عادات صرفه جویانه آنها بود.

طلعت گفت: «ای کاش از شرکت‌های بیمه عمر آمریکایی بخواهید فهرست کاملی از دارندگان بیمه نامه ارمنی خود را برای ما ارسال کنند. آنها عملاً اکنون مرده اند و وارثی برای جمع آوری پول باقی نگذاشته اند. البته همه اینها به دولت مربوط می شود. در حال حاضر دولت ذینفع است. آیا شما چنین خواهید کرد؟»

این تقریبا خیلی زیاد بود و من عصبانی شدم.

گفتم: «هیچ لیستی از من نخواهید گرفت» و بلند شدم و او را ترک کردم.

از جانب داستان سفیر مورگنتا. مورگنتا در سال 1856 از پدر و مادری یهودی در مانهایم به دنیا آمد. پس از فروپاشی تجارت سیگار خانواده، آنها در سال 1866 در شهر نیویورک ساکن شدند. مورگنتا در آنجا به کالج شهر و دانشکده حقوق کلمبیا رفت و ثروت خود را در املاک و مستغلات به دست آورد. وودرو ویلسون در سال 1913 او را به عنوان سفیر ایالات متحده در امپراتوری عثمانی منصوب کرد. طلعت پاشا، وزیر عثمانی که بر اخراج ها نظارت می کرد، در سال 1921 توسط یک قاتل ارمنی در برلین هدف گلوله قرار گرفت.

مهاجرت



لینک منبع

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.