لینک کوتاه مطلب : https://hsgar.com/?p=5299

عدم تمرکز کافی برای شبکه های اجتماعی

عدم تمرکز کافی برای شبکه های اجتماعی

هر سال، شبکه‌های اجتماعی متمرکز محدودیت‌های بیشتری را برای کارهایی که کاربران و توسعه‌دهندگان می‌توانند انجام دهند ایجاد می‌کنند. به نظر می رسد آنها بر این باورند که انتخاب های محدود راهی برای یک شبکه سالم است، در حالی که احتمالاً برعکس این موضوع صادق است. یک شبکه اجتماعی غیرمتمرکز می تواند با دادن دو وعده قدرتمند که شبکه های متمرکز نمی توانند این فرضیه را به چالش بکشد. آنها می توانند تضمین کنند که کاربران دارای ارتباط مستقیم با مخاطبان خود هستند و توسعه دهندگان همیشه می توانند برنامه هایی را در شبکه بسازند.

شبکه های اجتماعی متمرکز، توانایی کاربران خود را برای دستیابی به مخاطبان خود از نزدیک کنترل می کنند. آنها برخی از پست ها را برجسته می کنند و برخی دیگر را سرکوب می کنند تا بازدید صفحه و درآمد تبلیغات را افزایش دهند. اما دستیابی مطمئن به مخاطب برای کاربران ارزشمند است و نه فقط به روشی پس از پرداخت و دریافت پول. برای مثال، فالوورهای ایلان ماسک در توییتر باعث می‌شود که شرکت‌هایش بتوانند میلیاردها دلار از مردم جمع‌آوری کنند. وقتی مردم متوجه می شوند که شرکت ها دسترسی را به نفع خود محدود می کنند، به طور قابل درک ناامید می شوند. وقتی متوجه می‌شوند که شرکت‌ها هویت آنها را کنترل می‌کنند و می‌توانند بدون هیچ چاره‌ای آنها را از شبکه بیرون کنند، ناراحت‌تر می‌شوند.

شبکه‌ها همچنین با توسعه‌دهندگانی که میلیون‌ها کاربر اولیه را جذب کرده‌اند، رابطه‌ای مشاجره‌آمیز داشته‌اند. توسعه دهندگان مشتریان جایگزین ایجاد کردند، پارادایم های رابط کاربری را اختراع کرد، و حتی راه اندازی شد شرکت های بازی سازی میلیارد دلاری. اما با رشد آنها، شبکه ها متوجه شدند که دیگر نیازی به توسعه دهندگان ندارند. اکثر کاربران قفل شده بودند و به دلیل از دست دادن بخشی از مخاطبان خود را ترک نمی کردند. API های برنامه نویس به بدهی تبدیل شدند که درآمد را کاهش داد و پیچیدگی را افزایش داد و محدود یا کاملاً خاموش شد. اکنون، تنها افرادی که قدرت سیاسی درون شرکت داشتند می‌توانستند ایده‌های جدید را آزمایش کنند.

یک پروتکل شبکه اجتماعی غیرمتمرکز می تواند این پویایی را با اطمینان از دسترسی آزاد به شبکه تغییر دهد. شرکت ها همچنان می توانند با ارائه خدمات درآمد کسب کنند، همانطور که Gmail با ایمیل و Github با Git انجام می دهد. اما غیرمتمرکز کردن دسترسی تضمین می کند که آنها نمی توانند انحصارطلب باشند و کاربران را نادیده بگیرند. این یک رویکرد مبتنی بر بازار ایجاد می کند که در آن بهترین ایده ها می توانند در شرایط برابر با یکدیگر رقابت کنند.

عدم تمرکز کافی

اگر دو کاربر بتوانند یکدیگر را بیابند و با هم ارتباط برقرار کنند، یک شبکه اجتماعی به تمرکززدایی کافی دست می یابد، حتی اگر بقیه شبکه بخواهند از آن جلوگیری کنند. این به این معنی است که کاربران همیشه می توانند به مخاطبان خود دسترسی پیدا کنند، که تنها در صورتی می تواند درست باشد که توسعه دهندگان بتوانند مشتریان زیادی را در شبکه ایجاد کنند. اگر فقط یک کلاینت وجود داشت، می توانست مانع از ارتباط کاربران شود. دستیابی به این تنها به سه ویژگی غیرمتمرکز نیاز دارد: امکان ادعای یک نام کاربری منحصر به فرد، ارسال پیام تحت آن نام و خواندن پیام ها از هر نام معتبر.

البته شبکه‌های اجتماعی بیشتر از ارسال پیام انجام می‌دهند. برای شروع، آنها آنها را در یک فید رشته ای سازماندهی می کنند، اعلان های فشار ارسال می کنند و به کاربران جدید توصیه می کنند که دنبال کنند. غیرمتمرکز کردن این ویژگی ها آسان نیست و لیست چیزهایی که مردم می خواهند سریعتر از توانایی غیرمتمرکز کردن آنها رشد می کند. اما این ویژگی ها تمرکززدایی کافی را به خطر نمی اندازند، بنابراین مشتریان می توانند آنها را به روشی متمرکز بسازند. ایمیل رویکرد مشابهی دارد، جایی که ارسال پیام بخشی از پروتکل است، اما مشتریان باید فیلترهای اسپم خود را ایجاد کنند.

برخی معتقدند که تمرکززدایی مستلزم آن است که کل شبکه اجتماعی روی یک بلاک چین باشد. این غیر ضروری و حتی نامطلوب است. شبکه‌های اجتماعی هر سال پتابایت داده تولید می‌کنند که ذخیره آن در زنجیره بسیار گران است. بلاک چین ها همچنین حذف داده ها را برای همیشه مشکل می کنند که این ویژگی مطلوبی برای کاربران است. طراحی شبکه ای که از سیستم های زنجیره ای برای تمرکززدایی مالکیت استفاده می کند و در عین حال از سیستم های خارج از زنجیره برای تجربه کاربری بهتر استفاده می کند، مسیر بهتری برای ایجاد شبکه های اجتماعی است.

ما جوهر زیادی روی شبکه‌های اجتماعی غیرمتمرکز ریخته‌ایم، اما بیشتر کاربران هنوز در شبکه‌های متمرکز هستند. چرا این قبلا تغییر نکرده است؟ سه مشکل چالش برانگیز در عدم تمرکز شبکه های اجتماعی وجود دارد که پذیرش را کند کرده است: مقیاس بندی شبکه ها، غیرمتمرکز کردن ثبت نام، و ساختن مفاهیم بدوی اجتماعی. اما برای اولین بار راه حل های عملی برای هر سه مشکل وجود دارد.

مقیاس بندی شبکه ها

شبکه های اجتماعی مجموعه ای از پیام ها هستند که از طریق یک سرور متمرکز بین کاربران ارسال می شوند. یک راه آسان برای کاهش تمرکز حذف نیاز به سرور متمرکز است. کاربران می توانند هر سروری را که دوست دارند برای ذخیره پیام های خود انتخاب کنند و هر کدام را با یک جفت کلید عمومی/خصوصی امضا کنند. کلید عمومی به یک شناسه منحصر به فرد برای کاربر تبدیل می شود و پیام ها ضد دستکاری هستند.

استفاده از یک شبکه اجتماعی به صورت غیرمتمرکز باید رایگان و ساده باشد، اما این در عمل دشوار است. کاربران می‌خواهند پیام‌هایشان در دسترس همه دنبال‌کنندگان باشد، که به یک سرور همیشه در فضای ابری نیاز دارد. یک انتظار منطقی این است که میزبانی شخصی به اندازه اجرای وب سایت شما پیچیده و گران باشد. اما ما نمی‌توانیم میلیاردها نفر را با درخواست از همه برای اجرای یک سرور سوار کنیم.

اینجاست که میزبان های مدیریت شده وارد می شوند. این شرکت ها میزبان داده های اجتماعی کاربران هستند، مانند ایمیل میزبان Gmail و Outlook. میزبان‌های مدیریت‌شده می‌توانند ویژگی‌هایی را ارائه دهند که اجرای آن در مقیاس برای کاربران غیرعملی است، مانند سیستم تعدیل محتوا. آنها می توانند تجربیات کاربری بهتری را ارائه دهند و ما باید انتظار داشته باشیم که اکثر مردم به جای اجرای سرور خود از آنها استفاده کنند

یک استدلال رایج علیه میزبان های مدیریت شده این است که آنها می توانند شبکه را متمرکز کنند. به عنوان مثال، ارائه دهندگان محبوب می توانند با هم متحد شوند و برای پیام های خاص از کاربران هزینه بیشتری دریافت کنند. چنین اقداماتی در درازمدت دارای مجموع منفی هستند زیرا توسعه دهندگان را تشویق می کنند تا هاست های مدیریت شده جدید و کاربران را به آنها تغییر دهند. پروتکل هایی مانند ایمیل و ارزهای رمزنگاری شده تغییر ارائه دهندگان را از همان روز اول آسان کردند، که به نوبه خود تبانی را نادر و کوتاه مدت کرد.

غیرمتمرکز کردن ثبت نام

فالوورهای کاربر باید میزبان مناسب برای ارسال و دریافت پیام را پیدا کنند. یک رجیستری نام می تواند به نگاشت کلید عمومی منحصر به فرد هر کاربر به یک URL میزبان و یک نام کاربری به یاد ماندنی و منحصر به فرد مانند @alice. یک دنبال کننده می تواند از رجیستری درخواست کند @aliceمیزبان است و URL صحیح را دریافت کنید. یک رجیستری غیرمتمرکز که فقط به Alice اجازه می دهد این URL را تغییر دهد، از آنها در برابر میزبان های مخرب محافظت می کند. اگر یک میزبان سرویس پیام های خود را متوقف کند، می تواند رجیستری را تغییر دهد تا به یک میزبان جدید اشاره کند و دنبال کنندگان آنها به مکان جدید تغییر مکان می دهند.

غیرمتمرکز کردن یک ثبت نام سخت است، و تلاش های قبلی باعث ایجاد مبادلات دشوار شد. ActivityPub راهی برای استفاده از میزبان مدیریت شده بدون به خطر انداختن عدم تمرکز ارائه نمی دهد. Secure Scuttlebutt امکان تمرکززدایی را فراهم می‌کند اما نام‌های منحصربه‌فرد و به یاد ماندنی را مجاز نمی‌داند، که شناسایی افراد را سخت‌تر می‌کند. Keybase یک رجیستری را پیاده سازی می کند اما به روشی متمرکز.

با این حال، قراردادهای هوشمند سرانجام ثبت نام های غیرمتمرکز را ممکن کردند. کاربران می توانند یک تراکنش به یک قرارداد هوشمند در یک بلاک چین انجام دهند که عملکردهای یک رجیستری غیرمتمرکز را انجام می دهد. این قرارداد تضمین می‌کند که تنها آن کاربر می‌تواند URL را تغییر دهد و اگر دو نفر سعی کنند به طور همزمان یک نام را ثبت کنند، بلاک چین حل تعارض را ارائه می‌کند. ENS و Unstoppable Domains سیستم های مشابهی را روی اتریوم پیاده سازی کرده اند.

رجیستری تنها بخشی از شبکه است که باید روی یک بلاک چین همگام شود. تمام اقدامات دیگر می توانند با امضای آنها با جفت کلید به طور ایمن خارج از زنجیره اتفاق بیفتند. اگر پیامی دریافت کردید که ادعا می کند از طرف @alice، می توانید از رجیستری درخواست کنید @aliceکلید عمومی را انتخاب کنید و بررسی کنید که امضا از آنجا آمده است @aliceکلید خصوصی

رمان بدوی اجتماعی

کاربران فقط یک نسخه غیرمتمرکز از یک شبکه اجتماعی موجود را نمی خواهند. آنچه کاربران واقعاً از یک شبکه اجتماعی جدید می خواهند این است وضعیت یا سرگرمی، همراه با مزایایی که تمرکززدایی ارائه می دهد. هر شبکه جدید باید راهی قانع کننده برای دستیابی به هر دو ارائه دهد، در غیر این صورت با نبردی سخت مواجه خواهد شد تا از زمین خارج شود.

بلاک چین ها راه های جدیدی برای کسب موقعیت ایجاد کرده اند. کاربر اولیه، دارنده توکن یا رای دهنده بودن به افراد موقعیت می دهد. شبکه‌های اجتماعی برای کاربران بلاک چین می‌توانند مدارک چنین فعالیتی را برای مردم آسان کنند. سپس این شبکه می‌تواند ویژگی‌هایی مانند انجمن‌های توکن‌دار، نشان‌های تایید شده برای دارندگان NFT و نظرسنجی‌های ناشناس برای دارندگان توکن ارائه دهد. بهترین سیستم‌های زنجیره‌ای نیز قابلیت ترکیب‌پذیری بالایی دارند، بنابراین یک ویژگی اجتماعی طراحی‌شده برای استانداردی مانند ERC-721 به‌طور خودکار با هر توکن جدیدی که به شبکه اضافه می‌شود، کار می‌کند.

شبکه‌های اجتماعی موفق معمولاً حول یک ارتباط اولیه جدید ساخته می‌شوند. فیس بوک دیوار، توییتر توئیت 140 کاراکتری و اسنپ چت پیام زودگذر را داشت. پیچ و خم ایده کارهایی که می‌توانید با هویت‌های غیرمتمرکز، زنجیره‌های بلوکی و zk-proof انجام دهید، به اندازه‌ای بزرگ، عجیب و جالب است که احتمالاً چیزهای اولیه زیادی در انتظار کشف هستند. شبکه های اجتماعی غیرمتمرکز باید این را به عنوان راهی برای جذب کاربران بررسی کنند. ارائه تجربه محصولی که هنوز وجود ندارد بسیار جذاب تر از شبیه سازی یک شبکه موجود است.

نتیجه

شبکه های اجتماعی متمرکز بر همه جنبه های زندگی ما تأثیر می گذارد و کاستی های آنها به طرز دردناکی آشکار است. بهبود در رمزنگاری و بلاک چین راه حل های قابل اجرا برای دستیابی به تمرکززدایی کافی ارائه کرده است. ما یک راه معقول برای ایجاد یک رجیستری نام غیرمتمرکز، یک معماری ترکیبی خارج از زنجیره/روی زنجیره برای مقیاس‌بندی شبکه، و اصول اولیه اجتماعی جدید جالبی برای ساختن داریم. مهمتر از آن، مردم از وضعیت موجود ناراضی هستند و چیز بهتری می خواهند. اگر سازنده جاه طلبی هستید که می خواهید دنیا را تغییر دهید، این یک فضای مشکل بزرگ برای شروع کار است.

با تشکر از دن رومرو، شان یانگ، تیم بیکو، لاکشمان سانکار و برایان گو برای کمک به پیش نویس ها


· رمزنگاری



لینک منبع

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.