لینک کوتاه مطلب : https://hsgar.com/?p=5850

VC ها وقتی باید حریص باشند می ترسند

من در ابتدا این مقاله را برای The Information نوشتم، جایی که آنجا بود منتشر شده در 6 جولای 2022.

من توصیه های زیادی را خوانده ام که سرمایه گذاران خطرپذیر به بنیانگذاران در مورد وضعیت فعلی بازارها داده اند. بیشتر این توصیه‌ها بر چگونگی سازگاری بنیان‌گذاران برای زنده ماندن در شرایط رو به وخامت متمرکز است – کاهش نقدینگی با اخراج کارکنان ضعیف، کاهش سرعت استخدام، کاهش بودجه بازاریابی و غیره. اما این توصیه تنها نیمی از داستان است.

بنیانگذاران نمی توانند به سادگی زنده بمانند. آنها باید شرکت هایی بسازند که سرمایه گذاری را جذب کنند. این ممکن است در حال حاضر غیرممکن به نظر برسد، در حالی که بازارها در حال فروپاشی هستند، اما سرمایه گذاران خطرپذیر هنوز میلیاردها دلار در وجوه تازه جمع آوری شده دارند که باید سرمایه گذاری کنند. به استثنای صندوق‌های متقاطع که مبالغ هنگفتی از پول را از دست داده‌اند و نگران از دست دادن شرکای محدود هستند، سرمایه‌گذاران باهوش سرمایه‌های جدید را جمع‌آوری نمی‌کنند یا کارمزد را کاهش نمی‌دهند، بلکه با بنیان‌گذاران جلسه می‌گذارند. برای VCها، اکنون زمان بسیار خوبی برای یافتن معاملات است.

هرگز پول نقد بیشتری برای استارت آپ ها وجود نداشته است، اما افرادی که این پول نقد را در اختیار دارند (سرمایه گذاران) به بنیانگذاران می گویند که پولی برای سرمایه گذاری در دسترس نیست. بنیانگذاران باید منطق پشت این تضاد و نحوه فعالیت در آن را درک کنند، زیرا شرکت‌هایی که به سرعت در حال رشد هستند هنوز (معمولاً) نیاز به افزایش سرمایه برای ایجاد کسب‌وکار خود دارند.

این واقعیت که بازارها بد هستند به این معنی نیست که بنیانگذاران باید پنهان شوند. احتمالاً برعکس این موضوع صادق است – وقتی بازارها بد هستند، بهترین بنیانگذاران راه‌هایی برای جمع‌آوری سرمایه لازم برای خروج از آشفتگی در یک موقعیت مسلط پیدا می‌کنند. و اگر تاریخ راهنما باشد، دقیقاً در طول این رکود است که ما شاهد ظهور طبقه جدیدی از نیروگاه های فناوری خواهیم بود.

بیایید واضح بگوییم: وضعیت فعلی کاملاً متفاوت از مسیرهای بازار در سال های 2000، 2008 یا 2020 است.

در سال 2000، نزدک به دلیل تعداد زیادی از شرکت‌هایی که به‌وسیله معیارهای خیالی و غیرفعال از درآمد به بازارهای عمومی سرازیر شدند، بسیار داغ شد. هنگامی که آن حباب ترکید، این کار را انجام داد زیرا تقریباً به یکباره مشخص شد که بسیاری از امپراتورها هیچ لباس یا مدل تجاری ندارند. به طور بحرانی، بازار سرمایه گذاری در آن زمان نسبت به اکوسیستم امروزی ناچیز بود.

سپس سال 2008 فرا رسید، زمانی که من فروپاشی بازار را از نقطه نظر نسبتا امن صندوق تامینی Bridgewater Associates تماشا کردم. زمانی که بازار اوراق بهادار با پشتوانه وام مسکن سقوط کرد، سرمایه‌گذاران متوجه شدند که نمی‌دانند واقعاً چه چیزی در اختیار دارند یا ارزش آن دارایی‌ها چیست و نمی‌دانستند به چه کسی می‌توانند اعتماد کنند تا به آنها بگوید. از آنجایی که این آسیب به بیرون سرازیر شد، باعث فروپاشی چندین موسسه مالی بزرگ شد. درک تأثیر کامل آن فروپاشی ها به دلیل شبکه درهم تنیده اهرم ها و قراردادهای طرف مقابل که سیستم مالی را به راه انداخته بود، دشوار بود… این همان چیزی است که باعث فروپاشی آن شد.

سپس شوک بازار مربوط به ویروس کرونا در سال 2020 آمد. این یک شوک عجیب بود. انگار شروع جنگ بود. برای حدود یک ماه، همه بدترین حالت را تصور می کردند. و سپس بازارها – دولتی، خصوصی و هر چیزی که در این بین وجود دارد – از بین رفت. عرضه های اولیه اولیه جدید بازار را فرا گرفت و قیمت سهام در اولین روزهای معاملاتی خود 100 درصد جهش کرد، در حالی که شرکت های خصوصی از سرمایه گذارانی که می ترسیدند شرکت بعدی 100 میلیارد دلاری را از دست بدهند، دورهای خصوصی بیشتری را جمع آوری کردند. این فلایویل تا زمانی نزدیک به اوایل امسال به کار خود ادامه داد، زمانی که همه چیز متوقف شد.

منطق اصلی این کندی عدم قطعیت است. رشد کند می شود و ممکن است به سمت رکود پیش برویم. در همان زمان، هیئت مدیره فدرال رزرو در حال افزایش نرخ بهره است تا سعی کند تورم را کنترل کند. وقتی نرخ بهره بالا می رود، سرمایه گذاران خطرپذیر باید مدل هایی را که برای ارزش گذاری شرکت های پرتفوی استفاده می کنند، تنظیم کنند. این مدل ها برای تولید ارزش فعلی برای جریان های نقدی آتی طراحی شده اند. نرخ بهره برای تنزیل ارزش آن جریان‌های نقدی استفاده می‌شود، بنابراین برای شرکت‌های فناوری – که بیشتر جریان نقدی برای آنها در آینده بسیار دور است – تغییرات کوچک نرخ بهره تغییرات عظیمی در ارزش ایجاد می‌کند. هرچه سریعتر این اتفاق بیفتد یا عدم اطمینان بیشتر باشد، هرج و مرج در مورد قیمت گذاری بیشتر می شود.

این چیزی است که نامشخص نیست: آیا سرمایه‌گذاران ناگهان پولشان تمام می‌شود یا خیر. درواقع خلاف این موضوع صحت دارد. سرمایه گذاران خطرپذیر بیشتر از آنچه تا به حال داشته اند روی پول نقد نشسته اند. مطمئناً، برخی از آن‌ها می‌ترسند زیرا ممکن است بازدهی زیادی را در معاملات اخیر خود مشاهده نکنند، و شرکای عمومی نیز نسبت به میزان عقب‌نشینی پرتفوی سهام عمومی‌شان احساس نگرانی می‌کنند. اما این شرایط موقتی است. برخلاف سناریوی سال 2000، اکثر شرکت های فناوری امروزی کسب و کارهای واقعی هستند. آنها صرفاً ارزش‌گذاری‌های بسیار غنی را بر اساس یک جهان‌بینی دارند که ناگهان منسوخ به نظر می‌رسد. این فقط یک مسئله زمان است که سرمایه گذاران ترس خود را از بین ببرند و دوباره شروع به انجام معاملات کنند.

درست است، قبل از اینکه سرمایه گذاران خطرپذیر دوباره چنگال خود را بر کیف پول خود باز کنند، باید چند اتفاق بیفتد. اولاً، برخی از شرکت‌های پرتفوی آن‌ها اکنون یا نیاز به سرمایه جدیدی دارند یا به طور ناگهانی مایل به رقیق‌سازی برای ایجاد حاشیه ایمنی بیشتر در آینده هستند. این امر بیش از آنچه در ابتدا برنامه ریزی کرده بودند، ذخایر سرمایه سرمایه گذاران را می گیرد و مطمئناً سرمایه ای را که در دسترس آنها برای معاملات جدید در اختیار دارند، خواهد برد که آنها را دچار تردید می کند. با این حال، این یک تمرین محدود است. هنگامی که سرمایه گذاران خطرپذیر محاسبه کردند که چقدر باید عقب نشینی کنند، می دانند که چقدر می توانند مستقر شوند. در حالی که ممکن است پول کمتری نسبت به شش ماه پیش وجود داشته باشد، کل پای آن به قدری بزرگتر از گذشته است که در واقع نباید مهم باشد.

نکته بعدی که سرمایه گذاران باید در مورد آن نگران باشند این است که چگونه معاملات را قیمت گذاری کنند. این به نظر من کمی خنده دار است زیرا هرگز علمی برای قیمت گذاری یک معامله مخاطره آمیز وجود نداشته است. همانطور که گفته شد، ترس مسری است، و مهم نیست که ارتباط بین قیمت گذاری در بازار عمومی و سرمایه گذاری در بازار خصوصی چقدر دور باشد، راه خود را باز می کند، مانند:

  1. سرمایه گذار بازار عمومی چکش می خورد.
  2. سرمایه گذار متقاطع این را می بیند، می ترسد و مطمئن نیست که چگونه یک معامله را قیمت گذاری کند.
  3. سرمایه گذار در مرحله آخر ترس را در سرمایه گذار متقاطع می بیند، سرمایه گذار مرحله اولیه ترس را در سرمایه گذار مرحله آخر می بیند و ناگهان همه می ترسند…
  4. … به جز سرمایه گذاران اولیه، که همیشه بلیط های بخت آزمایی می خرند و احتمالاً به قمار ادامه می دهند.

برای رفع این عقب ماندگی، سرمایه‌گذاران فردی باید اول از همه ببینند که یک نفر برود. یک سرمایه گذار خطرپذیر با نشستن در حاشیه و توییت کردن در مورد مسئولیت مالی، شغل خود را از دست نمی دهد، اما مطمئناً می تواند با ارسال یک برگه مدت برای شرکتی که سریعاً به نتیجه می رسد.

اینجاست که بنیانگذاران باید هوشمند باشند. سرمایه‌گذاران می‌دانند که فلج عمومی بازار به آن‌ها – حداقل در حال حاضر – اهرم و زمان بیشتری نسبت به مدتی که از آن برخوردار بوده‌اند، می‌دهد. بنیان‌گذاری‌کننده‌ای که می‌خواهد نیاز سرمایه‌گذار به اطمینان را بازی کند، بنیان‌گذاری است که با یک معامله کنار می‌آید.

این بدان معناست که مهمتر از همه، برای بدترین چیزها برنامه ریزی می کنند – نه اینکه به سادگی راهی بیابند که کسب و کارشان به طور نامعلومی لنگر بیفتد، بلکه درک کنند که چقدر می توانند رشد کنند و چقدر می توانند با پول نقدی که در دست دارند دوام بیاورند.

هنگامی که بنیانگذاران این احساس را داشته باشند، باید سرمایه گذاری سنگین تری در روابط خود با سرمایه گذاران انجام دهند. این همیشه مهم بوده است و اکنون بیش از این مهم است. سرمایه گذاری در مراحل اولیه به همان اندازه که یک تصمیم اقتصادی منطقی است، یک تصمیم احساسی است. سرمایه گذاران به احتمال زیاد از بنیانگذارانی که می شناسند و به آنها اعتماد دارند حمایت می کنند، افرادی که در طول زمان اجرا کرده اند. بنیان‌گذارانی که با این پویایی کار می‌کنند موقعیت بهتری برای جذب سرمایه در صورت نیاز خواهند داشت.

با این حال، بنیانگذاران همچنین باید انتظارات خود را کاهش دهند – در مورد مقدار پولی که می توانند جمع آوری کنند، قیمتی که می توانند آن را انجام دهند و مدت زمانی که برای تکمیل یک دور نیاز دارند. دورها دورتر از هم اتفاق می‌افتند و فرآیندهای جمع‌آوری سرمایه بیشتر طول می‌کشد تا زمانی که بازار دوباره تغییر کند. و اشتباه نکنید، بازار دوباره تغییر خواهد کرد، زیرا چرخه ها اینگونه عمل می کنند. پایین می روند، بالا می روند.

علیرغم بدبختی و بدبختی، برای استارت آپ های خوبی که داستان های خوبی برای سرمایه گذاران خوب تعریف می کنند، پول در دسترس است. انجام این کار در حال حاضر سخت تر از گذشته است، اما ممکن است به چیزهای بزرگتر و بهتری نیز منجر شود. جمع آوری کمک مالی هرگز امری مطمئن نبوده است. بر اساس پوشش مطبوعاتی و داستان هایی که احتمالاً از بنیانگذاران دیگر شنیده اید، این احساس را داشت. بازار فعلی فقط این را به ما یادآوری می کند.

لینک منبع

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.