لینک کوتاه مطلب : https://hsgar.com/?p=6325

چگونه مرد ستاره ای شویم | بحث از دلسوزی

هرکسی که وقت خود را صرف بحث و جدل در شبکه های اجتماعی کرده باشد، درباره مغالطه مرد کاهی شنیده است. این یک نقص در استدلال است که در آن کاریکاتور یک نکته جایگزین چیز واقعی می شود و رد کردن آن را آسان تر می کند. برای مثال، اگر کسی فرض کند که درآمد پایه جهانی (UBI) می‌تواند از دست دادن شغل به دلیل اتوماسیون را بهبود بخشد، مرد کاهی می‌گوید: «پس می‌خواهید مردم تمام روز در خانه بنشینند و پول مجانی جمع کنند؟» اخیراً، این اصطلاح در جنگ های فرهنگی تبدیل به یک چاقو شده است، و هر دو سر نعل اسب به طرز بدبینانه ای از آن برای اهداف خود استفاده می کنند. این مایه تاسف است، زیرا ارزش مرد نی این است که یک خطای ارتباطی را برجسته می کند و فرصتی برای اصلاح آن به ما می دهد.

برای جلوگیری از کاه گردانی ما به جای آن تشویق می شویم مرد فولادی یا عمداً به قوی‌ترین نسخه استدلال مخالفان پاسخ دهید – در این مورد، چیزی شبیه به «شما می‌خواهید کار را از امنیت اقتصادی اولیه جدا کنید، بنابراین تغییر چشم‌انداز نیروی کار منجر به فقر نمی‌شود». سرنشین فولادی درک خود ما از بحث را تضمین می کند و همچنین به همکارمان سیگنال می دهد که با حسن نیت عمل می کنیم. متأسفانه، این توصیه حکیمانه به ندرت مورد توجه قرار می گیرد. ما به مراتب بیشتر احتمال دارد که نه تنها آدم کاهی بکنیم، بلکه خود مخالفان خود را نیز بدگویی کنیم و به آنها بد توصیف کنیم، به دشمنی دامن بزنیم و گفتگو را غیرممکن کنیم. نسخه جدیدی برای تصحیح این خطای تبعی‌تر مدت‌ها مورد نیاز بود و در ساعات اولیه سال 2021، چیزی برای من آشکار شد.

ستاره ای در آسمان منتظر است

او دوست دارد بیاید و ما را ملاقات کند

اما او فکر می کند که ذهن ما را منفجر می کند…

با الهام از اشعار بووی، این اصطلاح را پذیرفتم مرد ستاره برای توصیف یک پله بلاغی بالاتر از مرد فولادی – نوعی قانون پلاتین برای بهبود قاعده طلایی. ستاره-من نه تنها درگیر شدن با خیرخواهانه ترین نسخه استدلال مخالف خود است، بلکه با خیریه ترین نسخه از بحث خود نیز درگیر است. حریف، با اذعان به نیت خوب آنها و خواسته های مشترک شما علیرغم اختلاف نظرهایتان. در مثال UBI ما، ستارگان به این صورت است که مرد فولادی را با چیزی مانند، «…و شما طرفدار این هستید، زیرا فکر می‌کنید به مردم کمک می‌کند تا زندگی ایمن‌تر، آزادتر و کامل‌تری داشته باشند – چیزی که هر دوی ما می‌خواهیم. ” اگر به درستی استفاده شود، ستارگان می تواند به عنوان یک ماده تلقیح کننده در برابر گفتمان زهرآگین ما و روشی برای ایجاد اختلافات در زمینه مشترک به جای یک خط گسل عمل کند.

بدون شک برخی بدبین ها از ساده لوحی ظاهراً دعوت به ادب نسبت به هیولاها سر در می آورند. من شک آنها را درک می کنم. بسیاری از باورهای ما بیشتر شبیه هویت هستند، و مخالفت با آنها به معنای نفی وجود ماست. فکر گسترش صدقه به کسانی که به دنبال محو ما هستند، به نظر مازوخیستیک و حتی خودکشی می رسد. اما این تصور از تهدید وجودی یک توهم است. بله، هیولاهایی در دنیا وجود دارند، اما تعداد آنها به قدری کم است که بعید است واقعاً با یکی از آنها روبرو شوید. بیشتر اوقات، تحت تأثیر ایده‌های بد با افراد عادی مواجه می‌شوید – ایده‌هایی که آنها را به تفکر و عمل به روش‌های نادرست و حتی هیولایی سوق می‌دهد. و البته، آنها هم همین فکر را در مورد شما خواهند داشت. اشتباه ما در این است که فرض کنیم این افراد برای ما گم شده اند.

واقعیت این است که اکثریت قریب به اتفاق ما همان چیزها را می خواهیم. اختلاف ما همیشه در جزئیات است. ستاره-مرد استفاده از این بستر مشترک به عنوان مکانی برای ایجاد حسن نیت از آن است. این یک تمرین برای شفقت است، درک اینکه همه ما محصول شرایط خود هستیم. افراد مختلف تربیت، تحصیلات، باورها، ارزش ها و خلق و خوی متفاوتی دارند که همگی بیانگر نظرات و رفتارهای آنهاست. ما اغلب ایده های متناقضی در مورد چگونگی پیشرفت در جهان خواهیم داشت، اما اکثر ما با این موضوع موافق هستیم خواستن برای حرکت به جلو اگر به این شک دارید، از اطراف بپرسید. من شرط می بندم که به سختی می توانید کسی را پیدا کنید که نمی خواهد اگر بتوانند آن را به دست آورند، می خواهند دنیای امن تر، عادلانه تر و عادلانه تر برای همه داشته باشند.

در عمل، ستارگان در مورد حفظ این دیدگاه دلسوزانه در ذهن است. ما می‌خواهیم رویکرد خود را در درک خود قرار دهیم که همه ما در خدمت اهداف مشترک خود هستیم. را چرا و چگونه دیدگاه‌های مردم روشن‌کننده است، و با این نور راهنمایی جدید می‌توانیم با ظرافت و فروتنی بیشتری با آنها درگیر شویم. ما اکنون می‌توانیم با حسن نیت واقعاً بحث کنیم، زیرا نه تنها استدلال‌های مخالف خود، بلکه انسانیت آنها را می‌شناسیم.

ممکن است تعجب کنید، پس هیولاها چطور؟ نازی ها و برتری طلبان سفیدپوست چطور؟ بسیاری از ما از اعتراف آن متنفریم، اما حتی آن افراد با من یا شما تفاوت چندانی ندارند. آنها هم مانند ما جهان بینی دارند و به همان شدت به آن اعتقاد دارند. اگر از آن‌ها بپرسید، می‌توانند دقیقاً توضیح دهند که چرا فکر می‌کنند تصورشان از چیزها به دنیای بهتری منجر می‌شود. آنها کاملاً اشتباه می کنند، البته، اما چرا آنها اشتباه می کنند و اینکه چگونه به دیدگاه خود رسیده اند به همان اندازه مهم است که درک کنیم. این نیز راهی برای تغییر نظر آنها است – فقط بپرسید داریل دیویس، یک نوازنده سیاهپوست که لباس اعضای KKK را که از طریق گفتگو از بین رفته است جمع می کند. دیویس دلیلی بر این است که حتی زشت ترین افراد در میان ما ذره ای از انسانیت را در درون خود حمل می کنند و در درون آن همان هدف اساسی وجود دارد که همه ما در آن سهیم هستیم. بله، نازی‌ها و برتری‌طلبان سفیدپوستان مجموعه‌ای از ایده‌های به‌خصوص آشفته را نمایندگی می‌کنند، اما با دلسوزی می‌توان حتی انسانیت را از بین برد. اگر داریل دیویس بتواند کلنزمن ها را تغییر دهد، مطمئناً می توانید با فردی در آن سوی طیف سیاسی زمینه مشترک پیدا کنید.

نکته کلیدی برای ستارگان این است که بدانیم، در حالی که هیچ کمبودی در ایده های وحشتناک وجود ندارد، بسیاری از ما آنطور که فکر می کنیم با یکدیگر مخالف نیستیم. گفتمان ما مملو از ستیزه جویی و صفرا است و پلتفرم های ما برای ایجاد قطبی سازی طراحی شده اند. غلبه بر تسخیر ایدئولوژیک دشوار است، اما اگر آگاهانه دما را کاهش دهیم ممکن است. ما باید جر و بحث. ما باید برای چیزی که به آن اعتقاد داریم بجنگیم باید برای خود و دیگران بایستیم – اما باید مراقب باشیم که از مردان و زنان صرفاً دارای افکار متفاوت، هیولا نسازیم.

اگر هنوز متقاعد نشده‌اید – اگر بطور بازتابی این مفهوم را رد می‌کنید، باید از خود بپرسید: چرا؟ چرا نمی خواهد آیا می خواهید انسانیت مخاطب خود، تلاش متقابل شما برای امنیت، امنیت و رضایت را تصدیق کنید؟ شفقت نسبت به حریف شما چه تاثیری بر پیگیری شما دارد؟ من نگران پاسخ این سؤالات هستم و شما هم باید همینطور.

البته، فقط به این دلیل که شما شرافتمندانه عمل می کنید به این معنی نیست که هیچ کس دیگری این کار را انجام می دهد، اما یک نفر باید اولین نفر در زمین رقص باشد. علاوه بر این، تا زمانی که تلاش نکنید، هرگز نمی‌دانید چه کسی می‌تواند در نوع خود پاسخ دهد. اگر می‌خواهیم پیشرفتی داشته باشیم، باید به طور فعال فرهنگ حسن نیت و صداقت را بر اساس این آگاهی که همه ما خواسته‌های اساسی یکسانی داریم، پرورش دهیم. از آنجایی شروع می شود که هر یک از ما تصمیم می گیریم که دیگری را انسانی ببینیم – معیوب، شاید نادان، شاید خطرناک، اما در عین حال انسان – صرف نظر از اینکه آنها چه فکر می کنند. با تشویق این مبادلات در دیگران ادامه می یابد و وقتی آن را می بینیم ستاره-مانینگ را ستایش می کنیم.

ممکن است بسیاری هنوز این ایده را ساده لوحانه بدانند، اما اشتباه می کنند. آرمان گرایی ساده لوحی نیست، جاه طلبی است. این امتناع از واگذاری آینده به حال است. این است که بدانید می خواهید دنیا چگونه باشد، رفتار خود را در آن جهت جهت دهید و سعی کنید دیگران را برای انجام همین کار ترغیب کنید. این همچنین تصدیق این است که سرنوشت ما به هم گره خورده است. چه در نهایت موافق باشیم یا نه، چه بخواهیم ارتباط برقرار کنیم یا نه، چه دلسوز باشیم یا نه، باید بپذیریم که همه در یک قایق هستیم. ما با هم غرق می‌شویم یا کشتی‌رانی می‌کنیم، و این واقعیت را به خطر خود نادیده می‌گیریم.

نگذار.

ستاره ای در آسمان منتظر است

او به ما گفته است که آن را باد نکنیم

زیرا او می داند که همه چیز با ارزش است

لینک منبع

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.