لینک کوتاه مطلب : https://hsgar.com/?p=6414

خطر روزنامه نگاری درون نگری IS

من چند هفته پیش یک روز تعطیل داشتم. برای تلاش و تقویت روحیه ام، تصمیم گرفتم از این واقعیت استفاده کنم که توانایی سفر در زمان را دارم.

البته نه به معنای واقعی کلمه، بلکه به صورت مجازی در یک جهت گذشته (که تقریباً به همان اندازه خوب است که اصلاً نیست).

با حفظ یک عادت روزانه به مدت 4.5 سال، می توانم هر روز را در آن بازه زمانی “بازدید” کنم، افرادی را که با آنها تعامل داشتم، افکاری را که به آن فکر می کردم به یاد بیاورم و بذر ایده هایی را که در آن زمان رشد کرده اند تحسین کنم. و اکنون

در این روز خاص، 21 ژوئن، من از 2018، 2019، 2020، و 2021 “زیارت” کردم. و لعنت مقدس. خیلی چیزها تغییر کرده است … اما هیچ چیز تغییر نکرده است.

از نظر فیزیکی من آدم متفاوتی هستم. موقعیت فیزیکی من متفاوت است. سن من فرق داره وضع مالی من متفاوت است. علاقه های من، دوستانم، شغل من، همه کاملاً متفاوت هستند.

اما آنچه که به طرز ناامیدکننده ای ثابت مانده است، شکل اهداف من است. کوهی که نزدیک به 1500 روز پیش قصد صعود آن را داشتم هنوز در حال ظهور است و من هنوز در کمپ اصلی هستم.

مطمئناً، من به سوی این هدف نهایی گریزان خودشکوفایی “پیشرفت” کرده ام، اما در واقع، من در مورد آنچه که داشتم بسیار بیشتر نوشته ام. می خواهید برای انجام به عنوان مخالف کاری که من انجام داده ام در طول پنج سال گذشته

به نوعی، درون نگری مرا عقب نگه داشته است. این باعث شده است که من از کمبودهای خود در زمینه های مالی، حرفه ای، عاشقانه و فیزیکی آگاه باشم. درون نگری من را به یاد وعده های بیهوده، برخوردهای ناخوشایند، نگرانی های بی اساس می اندازد. این به من یادآوری می کند که در سرمای فضا و زمان چقدر برهنه و آسیب پذیر هستم.

اما از طرف دیگر به نوعی … واقعا خنده داره لعنتی؟

را دلیل وجودی یکی از تمرین‌های روزانه این است که از جریان زمان خارج شویم، افکار و احساسات را متبلور کنیم، خود را از منظری جدا نگاه کنیم که بتوان آن را جمع‌آوری کرد.

من از هم اکنون، از «بالا»، در سال 2022، به این موجود ژلاتینی در سال 2018 نگاه می کنم با آرزوها و دردها، دوست داشتن ها و دوست نداشتن ها، افکاری که به هیچ و یا بیشتر می رسید. کاملا نادرست. دارم ناله‌اش را می‌بینم، او را می‌بینم که سعی می‌کند مشکل را حل کند، او را تماشا می‌کنم که کنار می‌آید، می‌سازد، و خراب می‌کند، و رویا می‌کند، و وحشت می‌کند. سخت است که این موجود را با دلسوزی و نگرانی از سلامت روانی او بررسی نکنیم.

و با این حال… او به نوعی ناز است. پشتکار او قابل تحسین است. او هر روز به دنبال اهدافش برمی خیزد، هرچند من به عنوان خواننده آینده می دانم که از بسیاری جهات شکست خورده است. من خودم را برای این مرد که در صفحه گیر کرده تشویق می کنم، برو ای مبارز برو! به بیرون آوردن گل ادامه دهید. روز به روز به بالا رفتن از این صخره لعنتی و لعنتی ادامه دهید، و اگر انگشتانتان در انتهای آن خونی است، و در پایین آن با نفس نفس نمی نشینید و در حالی که باد برفی صورتتان را می کوبید به بالا خیره شده اید، می توانید خیالتان راحت باشد. شما تلاش کرده اید

من می دانم که شما تمام تلاش خود را کرده اید.

مدرکی هست

هر هفته، چیزی را می فرستم که شبیه آن است این. در صورت تمایل در زیر ثبت نام کنید

لینک منبع

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.